علامه دباغ دار فاني را وداع گفت
علامه شيخ هاشم دباغ در سال ١٣٥٤ قمري در شهر مقدس كاظمين عراق ديده به جهان گشود. خاندان وي كه به قبيله خزاعه مي رسد، يكي از خاندانهاي معروف و اصيل اين شهر هستند.
ايسنا: علامه شيخ هاشم دباغ، از علما و مبارزان برجسته عراق بر اثر خونريزي مغزي عصر روز گذشته دار فاني را وداع گفت. علامه شيخ هاشم دباغ در سال ١٣٥٤ قمري در شهر مقدس كاظمين عراق ديده به جهان گشود. خاندان وي كه به قبيله خزاعه مي رسد، يكي از خاندانهاي معروف و اصيل اين شهر هستند. وي تحصيلات خود را در مدارس دولتي آغاز و مرحله راهنمايي و دبيرستان را در مدارس غيرانتفاعي كاظمين به پايان رساند، سپس دوره تربيت معلم را گذراند. علامه دباغ تحصيلات فقهي و ديني خود را نزد مرجع مجاهد آيتالله العظمي شيخ محمد خالصي (زاده) و ديگر استادان حوزه "مدينهالعلم آيتالله خالصي" از جمله آيت الله شيخ عبدالحسين خالصي، شهيد شيخ محمد عاملي و آيتالله شيخ محمد مهدي خالصي تلمذ كرد و مفتخر به لباس روحانيت شد. در سال ١٣٣٩ش بنا به توصيه آيتالله خالصي شغل معلمي را برگزيد و با لباس روحاني مشغول تعليم و تربيت ديني در مدارس عراق از جمله مدرسه غيرانتفاعي امام كاظم(ع) شد. وي از درآمد معلمي زندگي خود را ميگذراند و از در يافت حقوق شرعي براي امرار معاش خودداري ميكرد. سپس به عضويت هيئت علمي حوزه مدينهالعلم كاظمين درآمد و به كار تدريس همت گماشت، سپس به سرپرستي كتابخانه بزرگ اين حوزه منصوب شد. در سال ١٣٤٧ش به دبير كلي "جمعيت التوحيد" انتخاب شد و در دورههاي بعد نيز تا سال ١٣٥٩ش مجدداً به اين سمت انتخاب شد. وي از بدو بازگشت آيتالله شيخ محمد خالصي از تبعيد ايران به عنوان شاگرد نزديك و مبرّز وي بود و مورد عنايت ويژه وي قرار گرفت. قسمتي از تأليفات او از جمله رساله عمليه "الاسلام سبيل السعادة و السلام" و كتاب خاطرات سياسي "في سبيل الله" را برايش املا كرد. حجتالاسلام دباغ شاهد مهمترين وقايع و رويدادهاي مربوط به مبارزات آيتالله شيخ محمد خالصي(زاده) در عراق بوده، در قسمتي از آنها نقشآفريني كرده است. وي در سال ١٣٢٨ش ، يعني از روزهاي آغازين بازگشت آيتالله خالصي (زاده) از تبعيد ٢٧ ساله ايران، به عراق به اين عالم مبارز پيوست و همواره ملازم وي و شاگرد نزديك و مبرّزش بوده و مورد عنايت ويژه او قرار داشت. علامه دباغ راه دشوار و پرخطر مبارزه را بر راههاي هموار ديگر ترجيح داد. از جمله وقايعي كه وي در آنها نقش داشت مقابله سرسخت و مسلحانه با حزب كمونيستي عراق بود. وي يكي از مدافعان از ساختمان حوزه مدينهالعلم خالصي در برابر حمله مسلحانه كمونيستها به تاريخ ١٣٣٩/٥/١٤ بود كه به شكست كمونيستهاي مهاجم منجر شد. او دو بار براي مدت كوتاهي در دوره حكومت شاهنشاهي "فيصل دوم" بازداشت شد. علامه دباغ پس از رحلت استادش آيتالله خالصي (زاده)، به عنوان دستيار فرزندش امام جمعه كاظمين آيت الله شيخ محمد مهدي خالصي اداي وظيفه كرد. در زمان تبعيد حضرت امام خميني (ره) به عراق و ورود معظم له به شهر كاظمين، آيتالله خالصي و حجت الاسلام دباغ به ملاقات ايشان شتافتند و در يك حركت كم سابقه به امام پيشنهاد اقامت در كاظمين و اداره حوزه مدينه العلم امام خالصي و امامت نمازهاي جمعه و جماعت در مسجد صفوي آستانه مقدس كاظمين نمودند. با روي كار آمدن حزب بعث، حجتالاسلام دباغ از هرگونه همكاري با اين حزب امتناع نمود، در پي آن از وي در سازمان امنيت عراق و نيز اداره پليس كاظمين بازجويي و در سال ١٣٥٩ ممنوع الخروج و ناچار شد در تابستان همان سال به صورت مخفيانه، عراق را به سوي سوريه ترك گويد و به صورت غيابي محكوم به اعدام شد. شيخ هاشم دباغ در سال ١٣٦٠ش به جمهوري اسلامي ايران آمد و در تهران اقامت گزيد و در اين شهر فعاليتهاي فرهنگي خود از طريق انتشار كتابهاي متعدد از سر گرفت. تأليفات وي علاوه بر ايران به كشورهاي عربي، شمال افريقا، و تعدادي از كشورهاي اروپايي ارسال ميشد و به دليل خلاصهنويسي و رواننويسي مورد استقبال خوانندگان واقع ميشد و سهم به سزايي در آموزشهاي ديني و اعتقادي مسلمانان آن كشورها داشت. كتابهاي وي عليرغم ممنوعيت ورود به عراق به صورت مخفيانه در آن كشور دست به دست ميگشت. حجتالاسلام دباغ به پاس خدمات و زحمات استادش آيتالله العظمي خالصي (زاده) كه هميشه خود را وامدار ايشان ميدانست، اقدام به تأليف و انتشار چند اثر در مورد آن عالم مجاهد كرد. از سوي ديگر چندين اثر از تأليفات استادش نيز تجديد چاپ كرد. به طور كلي بايد حجت الاسلام دباغ را احياگر شخصيت و انديشههاي آيتالله خالصي زاده دانست. شيخ هاشم دباغ يكي از مسوولان "جنبش اسلامي عراق" از بدو تأسيس اين جنبش در سال ١٣٦١ش در تهران بود. نظارت بر تأسيس و اداره و فعاليتهاي "مركز اسناد امام خالصي" از سال ١٣٧٢ش و مشاركت در تأسيس و برگزاري جلسات "دار التوحيد" براي حفظ و تلاوت قرآن الكريم در دولتآباد تهران قسمتي ديگر از فعاليتهاي ديني - فرهنگي آن مرحوم بوده است . تأليفات علامه دباغ داراي نزديك به ٥٠ اثر شامل تأليف، تحقيق، تدوين، بازنگري و آمادهسازي براي چاپ است. يكي از ويژگيهاي تأليفات وي سليس و رواننويسي بوده است، از نكات مورد توجه اين است كه وي روي هيچكدام از تأليفاتش عبارت معروف "حقوق چاپ محفوظ است" را ننوشت. از جمله تأليفات وي الف) در عراق: ١- الجمعة والجماعة والجامع؛ بغداد ١٣٥٠ش (احكام نماز جمعه وجماعت ومسجد). ٢- الحج والعمرة والزيارة؛ ١٣٥١ش (مناسك واعمال حج وعمره وزيارت). ٣- الصلاة عمود الدين؛ بغداد ١٣٥١ش، چاپ دوم ١٣٥٢ش (آموزش نماز براي نوجوانان). ٤- إسلامنا؛ بغداد ١٣٥٥ش. (مسلمان واقعي كيست). ٥- مع الله؛ بغداد ١٣٥٥ش (در توحيد). ٦- تعالَوا نتذكّر الآخرة؛ بغداد ١٣٥٦ش، چاپ دوم ١٣٥٧ش (يادآوري روز قيامت). ٧- آيات الله في الآفاق والأنفس؛ بغداد ١٣٥٨ش، چاپ دوم در همان سال (نشانههاي عظمت خدا). ب) تأليفات و تحقيقات در جمهوري اسلامي ايران: ١- آداب الجمعة والجماعة والجامع؛ تهران ١٣٦٧ش (آداب نماز جمعه وجماعت وجامع). ٢- الجمعة فريضة واجبة الى يوم القيامة؛ تهران ١٣٦٧ش (احكام فريضه جمعه). ٣- الشيعة الإمامية والتوحيد الخالص؛ تهران ١٣٦٨ش، چاپ دوم ١٣٦٩ش (توحيد خالص در مذهب تشيع). ٤- البدر الطالع في سماء المختصر النافع؛ تهران ١٣٦٩ش (چهل حديث در فقه). ٥- الفائزون؛ تهران ١٣٧٠ش (رستگاران). ٦- آيات اللهفي الآفاق والانفس؛ چاپ سوم تهران ١٣٧٠ش به همراه كتاب تعالوا نتذكر الآخرة. ٧- اليهود؛ تهران ١٣٧١ش (يهود در قرآن). ٨- الإسلام دين العقل والمنطق؛ تهران ١٣٧٢ش (اسلام، دين عقل ومنطق است). ٩- النجاة في الإقتصاد الإسلامي؛ تهران ١٣٧٢ش (احكام اقتصادي دين اسلام). ١٠- حقيقة الشيعة والتشيّع؛ تهران ١٣٧٧ش (حقيقت شيعيان ومذهب تشيع). ١١- فضائل أهل البيت من كتب أهل السنة؛ تهران ١٣٧٧ش (فضايل اهل بيت در احاديث اهل تسنن). ١٢- صفحات مشرقة من الجهاد الديني والسياسي لعلماء العراق / قسمت اول (الإمام المجاهد الشيخ محمد الخالصي)؛ تهران ١٣٧٩ش (زندگينامه آيت الله العظمي شيخ محمد خالصي زاده). ١٣- الإسلام سبيل السعادة والسلام - تهران ١٣٧٩ش (رساله عملي آيت الله خالصي زاده/ تحقيق واستخراج احاديث احكام فقهي). ١٤- مقدمة تفسير هدى وشفاء في حجّية القرآن و وجوب العمل بظاهره؛ تأليف آيتالله خالصي تهران ١٣٧٩ش تدوين وبازنگري ترجمه. ١٥- المعارف المحمدية؛ تأليف آيت الله خالصي؛ إعداد تهران ١٣٨٠ش (دروس در توحيد). ١٦- جواهر الكَلِم وقصار الحِكَم؛ تهران ١٣٨٠ش (سخنان گهربار ١٤ معصوم). ١٧- إحياء الشريعة في مذهب الشيعة (قسم العقائد) تأليف آيت الله خالصي؛ تهران ١٣٨٠ش/ تدوين (بخش عقايد رساله عملي آيت الله خالصي). ١٨- أسرار أحكام الشريعة (قبس من كتاب إحياء الشريعة الأجزاء ١-2-3) تأليف آيت الله خالصي ؛ تدوين وتنظيم تهران ١٣٨٠ش (بخش اسرار أحكام شرعي ٣ جلد از رساله عملي آيت الله خالصي - تنظيم). ١٩- من ذا؟ تأليف آيت الله خالصي، تدوين وتنظيم تهران ١٣٨٦ش (سياحت فكري وروايتهاي ظهور). ٢٠- سُبُل الرشاد شرح وتفسير دعاء كميل؛ تدوين وبازنگري ترجمه عربي تهران ١٣٨٦ش. ٢١- الحج والعمرة والزيارة؛ تأليف تهران ١٣٨٦ش (مناسك حج وعمره). ٢٢- بطل الاسلام الشهيد الامام الشيخ محمد مهدي الخالصي؛ تنظيم وآماده سازي - خاطرات آيت الله خالصي زاده در مورد پدرشان آيت الله شيخ مهدي خالصي (آخرين كار ايشان - آماده چاپ). آثار و تصنيفات خطي: ١- الرجعية أين؟ (درباره حجاب چاپ آن در سال ١٩٥٠ توسط رژيم بعث عراق ممنوع شد) ٢- الشفاعة ٣- ضجة حول المرأة (المرأة في الإسلام ما لها من حقوق وما عليها من واجبات) (زنان در اسلام) ٤- الوفاء بالعهد (نمايشنامه) ٥- إنَ الله يحب التوابين (توبه) ٦- تفسير آيات البلاغ (تفسير واژههاي قرآن كريم) ٧- ثورة الإمام الحسين دروس وعِبر (چاپ آن در سال ١٩٥٠ توسط رژيم بعث عراق ممنوع شد). در تهران از سوي روزنامه (كيهان العربي) در چند شماره به چاپ رسيد. ٨- حقيقة الإسلام وواقع المسلمين (نا تمام - حقيقت دين وروزگار مسلمانان) ٩- فوائد الصوم (در مجله جمعية العلوم الدينية مدرسة إمام باقر شهر كربلاء به چاپ رسيد). ١٠- نماذج من خطب الإمام الشيخ محمد الخالصي (سخنرانيهاي آيت الله خالصي آماده چاپ است) ١١- ترجمه عربي تفسير سورة الحجرات تأليف آيت الله خالصي (تنظيم وبازنگري) ١٢- الكشكول الصغير (كشكول) ١٣- التوحيد في القرآن الكريم (نا تمام - توحيد در قرآن) ١٤- الجزء الثاني من صفحات مشرقة عن حياة الإمام الشيخ محمد الخالصي (جلد دوم زندگينامه آيت الله خالصي زاده) ١٥- معاني آيات البلاغ ( معني واژههاي قرآن كريم - مختصر) آماده چاپ است ١٦- تفسير سورة الحجرات تأليف شيخ محمد خالصي (تنظيم ترجمه عربي) ١٧- حقيقة الحجاب في الإسلام تأليف شيخ محمد خالصي (تنظيم ترجمه عربي) ١٨- تجديد تبويب الفقه الإسلامي (نوسازي فصل بندي فقه اسلامي). وي علاوه بر تأليفات فوق، داراي تعداد زيادي از مقالههاي منتشر شده در مطبوعات عربي بينالمللي است. وي همچنين اقدام به ارسال نامههاي فراواني براي مراجع، علما، ائمه جمعه ومسوولان درباره توجه به برخي از بدعتها و خرافات وموارد خلاف شرع كه موجب تفرقه يا بهانه دست دشمنان اسلام مي دهند،علاوه بر ديگر مواضيع روز جهان اسلام نموده است. از جمله نامه به كنفرانس وحدت اسلامي تهران، شيخ الازهر مصر، و دو نامه براي پاپ ژان پل دوم و پاپ كنوني و رسانههاي گروهي محلي وجهاني است. و در پايان حضور در كنفرانسهاي متعدد از جمله كنفرانس وحدت اسلامي وائمه جمعه وجماعت در تهران است.
دیدگاه تان را بنویسید